![]() |
![]() |
|
| ورود عاشقان مجاز می باشد |
|
سلام بچه ها ممنونم تابه امروز تنهام نزاشتيد و هميشه همراهيم كرديد. از امروز تا 26 خرداد امتحاناتم شروع ميشه. برام دعا كنيد امتحانات و خوب بدم تا اينكه بتونم براي دانشگاه... راستي بچه ها ما همكلاسي ها كه سال آخرمونه براي اينكه هميشه به ياد هم باشيم و از هم خبر داشته باشيم يه وبلاگ راه انداختيم. ميريم و از خاطراتمون مي نويسيم كه به نوع خودش جالبه. اميدوارم بهمون سر بزنيد. اينم آدرسش http://www.bia2304room.blogfa.com/ راستي آقا حسام شما هميشه مارو شرمنده مي كنيد. اميدوارم در درستون هم موفق باشيد. از همه شما ممنونم كه تنهام نمي زاريد. در پناه خالق زيبايي ها مهربان و شكيبا باشيد. دوستتون دارم يه دنيا. الهام |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:26 توسط الهام |
|
|
آدمک مرگ همين جاست بخند آن خدايي که بزرگش خواندي به خدا مثل تو تنهاست بخند دستخطي که تو را عاشق کرد شوخي کاغذي ماست بخند فکر کن درد تو ارزشمند است
فکربکن گريه چه زيباست بخند
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:46 توسط الهام |
|
|
بچه ها فيلم اخراجيهارو ديدين؟ (اي ول اي ول آق مجيد و اي ول) اينم بيوگرافي فيلم : خلاصه داستان: مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما باضمانت میرزا و یکی دیگر رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسن سال ساخت: 1385 سال اکران: 1386 - (16 اسفند) فروش: 850 ميليون تومان فیلمنامه: مسعود ده نمکی تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز مدیر فیلمبرداری: حسن پویا مدیر هنری: مجید میرفخرایی مدیر تولید: محمود محمد طائمه طراح صحنه و لباس: محمدرضا شجاعی طراح چهره پردازی: امیر اسکندری صدابردار: مهران ملکوتی جلوه های ویژه: جواد شریفی راد عکس: بابک برزویه انتخاب بازیگر: محمدرضا شریفی نیا مدیر برنامه ریزی: محسن اورنگ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45 توسط الهام |
|
|
تو نمي دوني من چي كشيدم
وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام باور ندارم كه ديگه نيستي
حالا تو رفتي من اينجا تنهام يه شوخي بود و يه قصه ي تلخ
وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام خيال مي كردم مي خواي بترسم
شايد هنوزم باور نكردم چشاي گريون دستاي خسته
دوريه چشمات من و شكسته رنگ اون چشات چشاي سيات
زنجير دلت دستامو بسته شايد يه حسودچشممون زده
بگو كي مارو تنهايي ديده ولي مي دونم تو آسمونا
قصه ي مارو يكي شنيده تو باور نكن هركي بهت گفت
پيشت مي مونم پيشت ميمونم باور ندارم كه ديگه نيستي
تا ته دنيا از تو مي خونم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45 توسط الهام |
|
|
من از ساعت متنفرم از اين اختراع عجيــب بشر که جاي خالـــــــــي
حضور تو را به رخ دلتنگــــــــي هاي من مي کشد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45 توسط الهام |
|
|
مطمئن باش و برو ضربه ات کاری بود دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی به من و عشقی پاک که پر از یاد تو بود و خیالم می گفت تا ابد مال تو بود تو برو. برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و ديوونه . توي اين دنيا آدمها مثل سنگ مي مونن. فقط شكستن و ياد گرفتن. منم يكي از اونهايي هستم كه قلبش توسط همون آدمها شكسته. عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره. تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو. با تشكر الهام. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|