![]() |
![]() |
|
| ورود عاشقان مجاز می باشد |
|
آهاي تويي كه از اون مي نويسي بدون مرام اون از جنس سنگه اوني كه لاف عاشقي رو ميزد يه روز تنهام گذاشت با كلي نيرنگ غريبي؛ بي كسي اندازه داره آخه دل منم خدايي داره يه گيتار شكسته همدم من يه كولي و غريب و بي نشونه كسي كه يه روزي دلش با من بود ببين قلبش شده يه تيكه از سنگ اوني كه لاف عاشقي رو ميزد يه روز تنهام گذاشت با كلي نيرنگ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:22 توسط الهام |
|
|
تبعیضات ظالمانه بین زن و مرد اگر مردی زن نگیرد عاقل است ولی اگر زنی شوهر نکند ، «بیخ ریش پدرش مانده» است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:22 توسط الهام |
|
|
خصوصیات یک پسر خوب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:21 توسط الهام |
|
|
تمام محبتت را به پاي دوستت بريز اما نه تمام اعتمادت را |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:21 توسط الهام |
|
|
ميدوني لذت زير بارون بودن چيه؟
اينه كه كسي اشكهات رو نمي بينه ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:21 توسط الهام |
|
|
سكوتم را به باران هديه كردم تمام زندگي را گريه كردم نبودي در فراق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:21 توسط الهام |
|
|
یه روز دل نشست با خودش فکر کرد که از این به بعد دیگه میخوام
سنگ بشم.سنگ شد.رفت بین سنگها زندگی کنه ولی خودش همونجا عاشق یه سنگ شد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:16 توسط الهام |
|
|
ازمعلم ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت: حرام است. از معلم هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول محور نقطه قلب جوان ميگردد. از معلم تاريخ پرسيدند عشق چيست؟ گفت:سقوط سلسله قلب جوان است. از معلم زبان پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:همان love . از معلم ادبيات پرسيدند عشق چيست؟؟ گفت:محبت الهيات است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:15 توسط الهام |
|
|
کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:15 توسط الهام |
|
|
تو گلي مثل گلاي قشنگه قالي . تو به ظرافت تار و پود فرشاي زيباي
ايراني ....اصلا تو خود فرش پاتريسي .....همون که يه تختش کمه. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:15 توسط الهام |
|
|
از شمع ۳ چیز آموختم: ایستاده بمیرم بی صدا بمیرم به پای عشقم بمیرم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:15 توسط الهام |
|
|
بالا بردن سرعت مودم و كم شدن ديسكانكت ها در اين مقاله به شما آموزش بالابردن سرعت مودم را ميدهيم كه تعداد ديسكانكت ها به حداقل برسد! فايل win.ini رو در ويندوز Search كنيد و بعد از يافتن آن [ports] رو پيدا كنيد و سپس كام مودمتونو پيدا كنيد و به جاى (96000n,8,1,x) عبارت 921600,n,8,1,p رو تايب كنيد و Save كنيد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:12 توسط الهام |
|
|
دل من اگر شکسته... گله دارم از نگاهت ! دل من اگر گرفته گله دارم باز از تو از دو چشمان سیاهت * ای که بی رحمی و تلخی... تو عزیزی تا قیامت ... ! *:ميتوان به جاي چشمان سياه از آبي هم استفاده نمود |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:11 توسط الهام |
|
|
در شيريني بوسه غرق بوديم كه ناگهان شوري اشك رابر لبانم احساس كردم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:11 توسط الهام |
|
|
گفتم تو شيرين مني گفتي تو فرهادي مگر؟ گفتم خرابت ميشوم گفتي تو ابادي مگر؟ گفتم ندادي دل به من گفتي تو جان دادي مگر؟ گفتم ز كويت ميروم گفتي تو آزادي مگر؟ گفتم فراموشم نكن گفتي تو در يادي مگر؟ گفتم خاموشم سالها گفتي تو فريادي مگر؟ گفتم كه بربادم مده گفتي نبر بادي مگر؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:11 توسط الهام |
|
|
با خودم عهد بستم اگر بار ديگر تو را ديدم بگويم از تو دلگريم ولي باز تو را
ديدم گفتم بي تو مي ميرم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:11 توسط الهام |
|
|
۱ - پسرا فقط باید بخندونن ولی دخترا باید بخندند. ۲ - پسرا باید منت کشی کنن ولی دخترا باید ناز کنن. ۳ - پسرا باید بگن چشم ولی دخترا باید شونه بالا بندازن. ۴ - پسرا باید همه چی رو قبول کنن ولی دخترا باید همه چی رو به زور تحمیل کنن. ۵ - پسرا نمی تونن زیر حرفشون بزنن ولی دخترا فقط زیر حرفشون می زنن. ۶ - پسرا باید همیشه منتظر بمونن ولی دخترا همیشه باید طولش بدن. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:10 توسط الهام |
|
|
به خانه مي رفت با كيف و با كلاهي كه بر هوا بود
چيزي دزديدي ؟ مادرش پرسيد دعوا كردي باز؟ پدرش گفت و برادرش كيفش را زير و رو مي كرد به دنبال آن چيز كه در دل پنهان كرده بود تنها مادربزرگش ديد گل سرخي را در دست فشرده و آرام ميخندد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:10 توسط الهام |
|
|
نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود بـر چه ديواري بنويسم كه هرگز پاک نشود بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود وسرانجام |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:6 توسط الهام |
|
|
من از اون آسمون آبي ميخوام من از اون شبهاي مهتابي ميخوام دلم از خاطره هاي بد جدا من از اون وقتهاي بيتابي ميخوام من ميخوام يه دسته گل به آب بدم آرزوهامو به يك حباب بدم سيبي از شاخه ي حسرت بچينم بندازم رو آسمونو تاب بدم گل ايوونه بهاره دل من يه بيابون لاله زاره دل من مثه يك عطر گل اقاقيا دلمو باز ميكنه بيابيا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 15:6 توسط الهام |
|
|
بچه ها شرمنده درسهام سنگینه
نه اینکه سنگین باشه نه سخته واسه همین یه فرصت میخوام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 11:43 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و ديوونه . توي اين دنيا آدمها مثل سنگ مي مونن. فقط شكستن و ياد گرفتن. منم يكي از اونهايي هستم كه قلبش توسط همون آدمها شكسته. عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره. تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو. با تشكر الهام. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|