![]() |
![]() |
|
| ورود عاشقان مجاز می باشد |
|
درد و دلهاموبه كي بگم؟ شايدبايدبه اداره آموزش و پرورش بگم.... سلام ملت اعصابم خورده خفن... ميدونيد چرا؟ بزارين جريان و از اونجايي شروع كنم كه قرار بود براي مدرسه ما شوراي دانش آموزي انتخاب كنن. من اصولا از اين سوسول بازيها خوشم نمياد. اما به زور بچه ها رفتم و اسم نوشتم ؛ در ابتدا به وسيله معاون مدرسه خانم يزدان شناس رد صلاحيت شدم اما باز به اسرار بچه ها من و قبول كردن هدف هاي زيادي داشتم كه مدرسه با اونها مخالف بود.(البته همه ي اونها به صلاح دانش آموز بودنه كارهاي غير اخلاقي) به هر حال تبليغات كردم ؛ كلي پوستر چاپ كردم با عكس خودم .(بچه ها كفشون بريد) همه متعجب بودن چرا براي همين كار كوچيك اينقدر تبليغ كردم. به هر حال همه نظر ها اومد طرف من ... اينطوري شد كه من شدم الهام محبوب مدرسه تا روزي كه قرار شد راي گيري بشه... صندوقها رو گذاشتن و منم يواشكي ديد ميزدم و ميديدم تو ي همه برگه ها اسم من اول نوشته شده.پس فرداي اون روز ؛ روز اعلام نتايج شد .( فقط آروم بخنديد) من 17 تا راي آوردم هيچكس باورش نميشد!!! از 200 نفر دانش آموز حد اقل 150 نفر به من راي داده بودن ؛ اما من شده بودم نفر آخر ... تمام بچه هاي مدرسه دم دفتر جمع شدن كه چرا مارو الاف كردين كه راي بديم. تمام بچه ها ميدونستند كه راي من خورده شده... خنده ام گرفته بود . حتي اون دانش آموزي كه روي ميز نظارت نشسته بود قسم ميخورد كه از همه بيشتر راي تو بود. آخه تمام بچه هاي كلاس 32 نفري ما به من راي داده بودن. وقتي سراغ برگه ها رو گرفتم براي تجديد نظر مدرسه با از بين بردن برگه ها به دروغ به ما گفت كه راي ها دور ريخته شده. ملت توي اين ماجرا من يه درس بزرگ گرفتم نه تنها من بلكه اكثر دانش آموزان اونم اينه كه توي ايران هيچي به دست ما نيست نه انتخاب رئيس جمهور نه انتخاب نماينده مجلس و نه شوراي دانش آموزي... بي خودي سر صندوق نرين هيچ فايده اي نداره.نمي خوام سياسي حرف بزن اما اين طرز تربيت آموزي نيست. تمام اين ماجراها زير دست خانم صيدپور دبير تربيتي ما بود از دبير تربيتي همچين چيزي بعيده. جالب تر از اون اينكه مدرسه براي اصلاح كاراي نادرستي كه انجام ميده هيچ تلاشي نمي كنه. رئيس محترمه اداره آموزش و پرورش شهرستان نوشهر به دانش آموزان شما ميگن كه حق حرف زدن ندارن. بعد دم از ازادي بيان مي زنن. دم از اصلاحات ميزنن!!! كدوم اصلاحات؟ كدوم آزادي؟ مردم ما فقط مترسك هستند همين و بس. دانش آموز سال سوم دبيرستان مدرسه معراج شهرستان نوشهر |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:58 توسط الهام |
|
|
امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم؛و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی.اما متوجه شدم که خیلی مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی:سلام؛اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی.خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم.با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی،سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی.نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری...باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی،شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.اشکالی ندارد.احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی.حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر،یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟ اگر نه،عیبی ندارد،می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی... دوست و دوستدارت:خدا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:57 توسط الهام |
|
|
يک نفر مست پيش می آيد کوزه در دست پيش می آيد عاشقی جرم نيست ای مردم اتفاق است پيش می آيد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:56 توسط الهام |
|
|
شيطان به حضور حضرت موسي امد و گفت :آيا مي خواهي به تو هزار و سه پند بياموزم .موسي گفت:انچه تو ميداني من بيشتر ميدانم و نيازي به پند تو ندارم .در همين حال جبرئيل وارد شد و
عرض كرد :اي موسي خداوند مي فرمايد هزار پند او فريب است اما سه پند او را
بشنو موسي هم به شيطان گفت : سه پند از هزار و سه پندت را بگو .شيطان
گفت:يك: چنانچه در خاطرت انجام دادن كار نيكي را گذراندي براي انجام آن شتاب
كن وگرنه تو را پشيمان مي كنم.دو:اگر با زنان بيگانه و نامحرم نشستي غافل از
من مباش كه تو را به گمراهي وادار ميكنم .سه:چون خشم و غضب بر تو مستولي
شد جاي خود را عوض كن وگرنه فتنه به پا مي كنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:56 توسط الهام |
|
|
روزی دروغ به حقیقت گفت : میل داری با هم به دریا برویم و شنا کنیم . حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد و ان دو با هم به کنار ساحل رفتند . وقتی به کنار ساحل رسیدند حقیقت لباسها یش را در اورد و دروغ حیله گر لباس او را پوشید و رفت . از ان روز همیشه حقیقت عریان و تلخ است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان میشود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:56 توسط الهام |
|
|
همه ی دانشمندان تصمیم می گیرند قایم باشک بازی کنند از بخت بد ، اینشتین کسی است که باید چشم بگذارد . او باید تا 100 بشمرد و سپس شروع به گشتن کند . همه شروع به قایم شدن می کنند به جز نیوتن . نیوتن فقط یک مربع یک متری روی زمین می کشد و داخل آن روبه روی اینشتین می ایستد . اینشتین می شمرد 3،2،1، .... ،100،99،98،97 . او چشمانش را باز می کند و می بیند که نیوتون رو به روی او ایستاده است . اینشتین می گوید : « سوک سوک نیوتن ! » . نیوتن انکار می کند و می گوید نیوتن سوک سوک نشده است. او ادعا می کند که نیوتن نیست . تمام دانشمندان بیرون می آیند تا ببینند چگونه ثابت می کند که نیوتن نیست . نیوتن می گوید : « من در یک مربع 1×1 ایستاده ام ، این باعث می شود که من بشوم نیوتن بر متر مربع ...... چون یک نیوتن بر متر مربع معادل یک پاسکال است پس من پاسکال هستم . « پس پاسکال سوک سوک » |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:54 توسط الهام |
|
|
وصيت نامه ام به شرح زير مي باشد : قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم. بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد. به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم! ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند. عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم. كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد! مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند. روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد! كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد. گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند. از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم. به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم. چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:53 توسط الهام |
|
|
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:52 توسط الهام |
|
|
در ویندوز XP یک Folder ایجاد کنید و عبارت .{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D} را به انتهای نامش اضافه کنید. چي ميبينيد؟ درسته حالا بازش كن ............ خب با اين همه اطلاعات مفيدي كه ياد ميگيريد يه موقع نظر نديدها كفاره داره. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:52 توسط الهام |
|
|
خدايا! وقتي گاهي بر اثر بازيگوشي از جاده ي زندگي خارج ميشم با دست بخششت يه پس گردني بهم بزن و بگو برگرد.برگرد تا براي هميشه گم نشدي. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:51 توسط الهام |
|
|
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:51 توسط الهام |
|
|
تا تواني در جهان يك رنگ باش.قالي از صد رنگ بودن زير پاافتاده است –––––––––––––––––––––––––––––––––––––– سریع ترین راه دریافت عشق ،بخشیدن آن به دیگران است. سریع ترین راه از دست دادن آن، محکم نگه داشتن آن است |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:50 توسط الهام |
|
|
۱ - به ویترین تکیه ندهید. ۲ - به حرف دخترا زیاد گوش ندید. ۳ - بوق نزنید ۴ - دست توی دماغتون نکنید. ۵ - کرم نریزید . ۶ - به پسرا رو ندید. ۸ - بین خطوط حرکت کنید. ۹ - هنگام ضایع شدن , سوت بزنید. ۱۰ - نظر بدید. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:49 توسط الهام |
|
|
از كدوم خواننده يا گروه موسيقي خوشتون مياد؟ چرا؟ انف) شماعي زاده نون)مايكل جكسون ميم)آهنگران اس اچ)متاليكا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:48 توسط الهام |
|
|
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم... اما تو هرجور که باشي قشنگي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:48 توسط الهام |
|
|
چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشکني و آن وقت آرام زير لبت بگويي: گل من باغچهي نو مبارک |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:48 توسط الهام |
|
|
زندگی کردن در دلهایی که پس از ما می مانند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:47 توسط الهام |
|
|
صادقانه جواب بدهید! پایین سوالات را نخوانید، تستتان خراب می شود! 1. به سمت خانه ی دوست پسر/دوست دخترتان در حرکت هستید. دو راه برای رسیدن به آنجا پیش روی شماست. یکی راهی مستقیم است که شما را خیلی زودبه مقصد خواهد رساند اما خیلی خسته کننده است. راه دیگر خیلی طولانی تر از راه اول است اما جالب و سرگرم کننده است، و حوصله تان هم سر نخواهد رفت. شما کدام راه را برای رسیدن به دوست پسر/دوست دخترتان انتخاب می کنید؟ 2. در راه به دو بوته ی گل رز برخورد می کنید، یکی پر از گل های رز قرمز و دیگری پر از گل رزهای سفید است. تصمیم می گیرید که 20 شاخه از این گل ها برای دوستتان بچینید. این گل ها را می توانید از هر ترکیبی انتخاب کنید. حال بگویید چه تعدادی قرمز، چه تعدادی سفید، یا اینکه همه را سفید و همه را قرمز انتخاب می کنید؟ 3. سرانجام به مقصد می رسید. یکی از اعضای خانواده ی دوستتان در را برای شما باز میکند. می توانید از او بخواهید که دوستتان را صدا کنند، یا اینکه خودتان برای صدا کردن او می روید؟ 4. به سمت اتاق دوست پسر/دوست دخترتان می روید، ولی کسی آنجا نیست. تصمیم می گیرید که گل ها را همانجا بگذارید. آنها را روی تختخواب می گذارید یا روی طاقچه ی پنجره؟ 5. بعد زمان خواب فرا می رسد. شما و دوست پسر/دوست دخترتان در اتاقهایی مجزا می خوابید. صبح وقتی که زمان بیدار شدن می رسد، به اتاقش می روید تا ببینید چه می کند. وقتی به اتاقش می رسید، او خواب است یا بیدار؟ 6. حالا وقت برگشتن به خانه رسیده است. باز بگویید که برای برگشت کدام راه را انتخاب میکنید، راه کوتاه اما ساده، یا راه طولانی ولی سرگرم کننده را؟ و اما جواب ها..... 1. راه نمایانگر حالت عاشق شدن شماست. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی اینکه خیلی زود و به آسانی عاشق می شوید. اگر راه طولانی را انتخاب کنید، شما برای خودتان زندگی می کنید و زود در دام عشق گرفتار نمی شوید. 2. شمارش تعداد گل های قرمز نمایانگر میزان دَهِش شما در رابطه تان است، و تعداد گل های سفید نمایانگر توقعات شما از طرف مقابل است. اگر 18 شاخه گل قرمز و 2 شاخه گل سفید انتخاب کنید، یعنی در رابطه %90 دهش دارید و درعوض فقط %10 توقع دارید. 3. این سوال نمایانگر رفتار شما در برخورد با مشکلاتی است که در رابطه تان پیش می آید. اگر از اعضای خانواده می خواستید که دوستتان را صدا کند، یعنی فردی هستید که از ایجاد مشکلات در رابطه احتراز می کنید و درصورت وقوع مشکل، امیدوارید که به خودی خود حل شود. اما اگر خودتان برای صدا کردن دوستتان می روید، یعنی فردی رک و راست تر هستید و برای حل مشکلات فوراً اقدام می کنید. 4. محلی که برای گذاشتن گل ها انتخاب میکنید، نمایانگر میزان علاقه ی شما برای ملاقات کردن دوست پسر/دوست دخترتان است. اگر گل ها را روی تختخوابش بگذارید یعنی دوست دارید او را زود به زود ببینید. اما اگر آنها را روی طاقچه ی پنجره بگذارید یعنی دوست ندارید او را مداوماً یا زیاد ملاقات کنید. 5. این سوال نمایانگر نگرش شما به شخصیت طرف مقابلتان است. اگر ببینید که خواب است، شخصیت دوست پسر/دوست دخترتان را می پسندید و او را همانطور که هست دوست دارید. اما اگر ببینید که بیدار است، شما می خواهید که دوستتان برای شما تغییر کند. 6. راه برگشت به خانه نمایانگر این است که چه مدت در رابطه ی عشقیتان می مانید. اگر راه کوتاه را انتخاب کنید، یعنی خیلی ساده و زود از کسی دل می کنید و رابطه تان را بر هم می زنید. اما اگر راه طولانی تر را انتخاب کنید، طولانی تر در رابطه هایتان میمانید. نظر..... نظر...نظر..... آخه شما دلتون مياد من نظر گدايي كنم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:46 توسط الهام |
|
|
خبرنگار از برانکو مي پرسه : آقاي برانکو تاکتيکتون چي بود که تو جام جهاني اينقدر خوش درخشيد؟ ... تاکتيکمون ؟ ! ! ... حميييييد ===================== غضنفر ميخواست سواره گاوش بشه گاوه مو مو ميکرده ترکه ميگه خفه شو اول مو بعد تو ===================== از يکي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟؟؟ ===================== يه روز يه تركه پري دريايي مي بينه عاشقش مي شه ميگه واي تو چه قد خوشگلي زن من مي شي پري ميگه آخه من كه آدم نيستم تركه ميگه فكر كردي من آدمم!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:46 توسط الهام |
|
|
چقدر جالبه كه....... 1.تا وقتي مريض نشي کسي برات گل نمياره. 2.تا فرياد نزني کسي به طرفت بر نميگرده. 3. تا گريه نکني کسي نوازشت نميکنه. 4.تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمياد................ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:45 توسط الهام |
|
|
دنيا را بد ساخته اند......... کسي را که دوست داري،تورادوست نمي دارد کسي که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:44 توسط الهام |
|
|
بالابردن سرعت دانلود در internet explorer با استفاده از این روش می توان سرعت دریافت(دانلود) اطلاعات از طریق اینترنت رو در مرورگر اینترنت اکسپلورر تا چندین برابر افزایش داد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:44 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و ديوونه . توي اين دنيا آدمها مثل سنگ مي مونن. فقط شكستن و ياد گرفتن. منم يكي از اونهايي هستم كه قلبش توسط همون آدمها شكسته. عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره. تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو. با تشكر الهام. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|