تبليغاتX
در امتداد عشق...
ورود عاشقان مجاز می باشد

سلام بچه ها قول داده بودم زود به زود آپ كنم سر قولم موندم.

  حالا نوبت شماست كه هر 2 هفته 1 بار بهم سر بزنيد.

  توي بحثهامون شركت كنين و الي آخر...

  همش نگيد اين ترافيك تهران نميزاره آدم به قول و قراراش عمل كنه.

  اينا ربطي به ترافيك نداره يه جو مرام و معرفت ميخواد.

  اميدوارم يه بخاري ازتون بلند بشه. (با عرض پوزش)

  منتظر مي مونم و تا نظرات به 30 تا نرسيد آپ نمي كنم.

  (ميدونم 30 تا كمه اما براي اول كاري خوبه)

  حاشيه: اگر توهين شد شرمنده از دستتون دلخورم.مخصوصا

  دوستاي نزديكم: (هموني كه قلبش ترك داره.)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 14:45  توسط الهام | 
شهادت حضرت علی رو به همه ی شیعیان تسلیت میگم

امیدوارم از شبهای با ارزش قدر استفاده کرده باشید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مهر 1385ساعت 14:26  توسط الهام | 

 سلام آقا فرشاد

اول از همه ازتون عذرخواهي ميكنم واسه اينكه دير جوابتونو دادم.

دوم اينكه بايد بگم من همسن دختر عموي شما هستم اما نميدونم تفكرم چقدر به اون نزديكه...

سوال شمارو براي گمراه نشدن خواننده ها مطرح ميكنم كه شايد اونها هم بخوان توي اين بحث شركت كنن كه به اميد خدا شما دو نفر و به هم برسونيم. سوال آقا فرشاد از من :

{من پسری هستم 19 ساله که عاشق دختر عموی خود که 3 سال از من کوچکتر است شدم خواستم از شما درخواست یه راهنمایی بکنم (با توجه به اینکه شما خودتان هم یک دختر هستید)
میشه مرا راهنمایی کنید که من چطور برای اولین بار به او بگویم دوستت دارم وکلا عشقم رو بهش نشون بدم البته خودم به صورت های غیر مستقیم به او فهماندم اما حال قصد دارم به صورت کاملا جدی و مستقیم حرف دلم رو بهش بگم.
اگر میشه منو راهنمایی کنید.
}

1سوال: شما به مرد روياهاي اون شبيه هستيد يا نه؟

سعي كنيد جواب سوال بالا را پيدا كنيد.

از او بخواهيد كه در مورد آينده اش، شوهر آينده اش، نظراتش را بيان كند.مثل 2 دوست با هم حرف بزنيد بعد از خواندن ذهنش نوبت به اين ميرسد كه خود را تغيير دهيدو يك سازگاري بين خود و مرد روياهاي او به وجود بياوريد.هر چقدر بيشتر به مرد روياهاي دختر عمويتان نزديك ترشديد درصد موفقيتتان بيشتر خواهد بود.

بعد از اين مرحله بايد ببينيد كه عمو و همسرشان كه زن عموي شما ميباشند چه خواسته هايي از داماد آينده ي خود دارند(خود را خوب و سربهراه جلوه دهيد)

بعد ميتونيد دختر عموي خود را به پارك يا يه مكان دنج ببريد دست او را بگيريد از او بخواهيد هر چه ميگوييد گوش دهدو بعد از اتمام حرف شما پاسخ آخر را بدهد.و اين به مرحله هاي زير تقسيم ميشود:

1-     در چشمانش بنگريد.2-سرتان را پايين بيندازيد تا اوبه شما خيره شود 3- اين جمله را به او بگوييد: (ببين؛ من ....من عاشقت شدم) 4- دستش وفشار بده و توي چشماش نگاه كن.(اگر نميتوني اين كارها رو بكني براش نامه بنويس و هر چي تو دلت هست و پاك و صادقانه بهش بگو.......)

نميدونم عكس العملش چيه اما اميدوارم كارساز باشه.راستي يادت باشه اون هنوز بچه است معناي واقعي عشق و شايد ندونه و فكر كنه تو اونو براي سرگرم شدن خودت دوست داري. اگر عشق واقعيتو بعد از گذشت چند سال و اتمام درساش بهش بگي بهتره.

درضمن وفاداري و صداقتتو بهش ثابت كن.آقا فرشاد مطمئن باش دخترها ی توی سن دختر عموی شما اگر از کسی محبت ببینند( البته اگر درک کنند از محبت کردن توقع بیجا ندارید) مطمئن باشید یک علاقه ای توی ذهنش نقش میبندد. شما سعی کنید بهش نزدیکتر بشید و باهاش راحتتر باشید البته کاری نکنید که فکر کند قصد سوی استفاده از او را دارید.

نتیجه ی کار و بهم بگو ... بیصبرانه منتظرم.

با آرزوی موفقیت برای شما

    الهام

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 17:47  توسط الهام | 

 روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد. جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده اند. مرد جوان، در كمال افتخار، با صدايي بلندتر به تعريف از قلب خود پرداخت. ناگهان پيرمردي جلو جمعيت آمد و گفت:اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست؟ مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرمرد نگاه كردند. قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي جاهاي خالي را پر نكرده بودند و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجودداشت كه هيچ تكه اي آنها را پر نكرده بود. مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فكر مي كردند كه اين پيرمرد چطور ادعا مي كند كه قلب زيباتري دارد. مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره كرد و خنديد و گفت:?تو حتماً شوخي مي كني....قلبت را با قلب من مقايسه كن. قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش و بريدگي است.؟ پيرمرد گفت:?درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي كنم. مي داني، هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده ام؛ من بخشي از قلبم را جدا كرده ام و به او بخشيده ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند، گوشه هايي دندانه دندانه در قلبم دارم كه برايم عزيزند، چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده ام. اما آنها چيزي از قلب خود به من نداده اند. اينها همين شيارهاي عميق هستند. گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند كه داشته ام. اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارها عميق را با قطعه اي كه من در انتظارش بوده ام، پر كنند. پس حالا مي بيني كه زيبايي واقعي چيست؟؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي كه اشك از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پيرمرد تقديم كرد. پيرمرد آن را گرفت و در قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت. مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود. زيرا كه عشق، از قلب پيرمرد به قلب او نفوذ كرده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:40  توسط الهام | 

 

                     خوب گوش کردن را باید ياد بگيريم گاه فرصتها بسيار آهسته در مي زنند

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:40  توسط الهام | 

انسان موجود عجيبي است! اگر به او بگوييد در آسمان خدا، يکصد

ميليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد، بي چون و چرا مي‌پذيرد. اما

 اگر در پاركي ببيند روي نيمكتي نوشته‌اند: «رنگي نشويد» فورا انگشت

 خود را به نيمكت مي‌كشد تا مطمئن شود

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:39  توسط الهام | 

     گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟

 دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم

 

       اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:39  توسط الهام | 

آنچه من از خدا خواستم!

من نيرو خواستم و خدا مشکلاتي سر راهم قرار داد تا قوي شوم .
من دانش خواستم و خدا مسائلي براي حل کردن به من داد .
من سعادت و ترقي خواستم و خداوند به من قدرت تفکر و زور بازو داد تا کار کنم .
من شهامت خواستم و خداوند موانعي بر سر راهم قرار داد تا آنها را از ميان بردارم .
من انگيزه خواستم و خداوند کساني را به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خداوند به من فرصت داد تا به ديگران محبت کنم .
من به آنچه مي خواستم نرسيدم .....اما انچه نياز داشتم به من داده شد.
نترس با مشکلات مبارزه کن و بدان که مي تواني بر آنها غلبه کني.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:26  توسط الهام | 

 

اگه تورو خواستن اشتباهه

اگه باتوبودن اشتباهه

اگه عاشق توبودن اشتباهه

اگه واسه تومردن اشتباهه

پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:26  توسط الهام | 

ميدوني چرا وقتي ميخواي بري تو رويا چشماتو ميبندي؟

 

 يا وقتي گريه کني چشماتو ميبندي؟

 

 حتي بخواي کسي روببوسي چشماترو مي بندي...

 

چون قشنگترين چيزهاي اين دنيا قابل ديدن نيست....

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:18  توسط الهام | 

 

اگه یه روز رفتی و دیگه برنگشتی به تو قول نمیدم که منتظرت بمونم.اما ازت می خوام وقتی برگشتی یک شاخه گل روی قبرم بذاری...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:18  توسط الهام | 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:10  توسط الهام | 

مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته باشد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت : كافيست به خيابان بروي و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضي و درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند 'آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند مشتري گفت دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند! براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:10  توسط الهام | 

 ۱- کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،انسانهاي منطقي هستند .
2-
کساني که بر عکس عقربه هاي ساعت امضاء مي کنند ،دير منطق را قبول مي کنند و معمولاً غير منطقي هستند .
3-
کساني که از خطوط عمودي استفاده مي کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .
4-
کساني که از خطوط افقي استفاده مي کنند انسانهاي منظمي هستند .
5-
کساني که با فشارامضاء مي کنند ، در کودکي سختي کشيده اند .
6-
کساني که پيچيده امضاء مي کنند آدمهاي شکاکي هستند .
7-
کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي نويسند خودشان را در فاميل برتر مي دانند.
8-
کساني که در امضاي خود فاميل مي نويسند داراي منزلت هستند .
9-
کساني که اسمشان را مي نويسند و روي اسمشان خط مي زننداحتمالاً شخصيت خود را نشناخته اند.
10-
کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي کنند ، کساني هستند که مي خواهند به قله برسند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:10  توسط الهام | 

 

اين کاري را که الان ميخوام ياد بدم را ، شايد خيلی ها ندونن و شايدم خيلي ها هم بدونن . ولي من براي اونايي نوشتم كه نمي دونستن . شايد براتون جالب باشه که با  ۶  تا ID  مختلف همزمان با يك نفر يا حتی بيشتر از يك نفر چت كنيد .

اين کار از اينطوريه كه : يک آی دی اصلی دارين و ميتونين تا  ۶  تا آی دی به طور زير مجموعه براش بسازيد اين کار رو امروز ميخام که يادتون بدم که برين اگه خواستين انجامش بدين و حالشو ببرين  :

۱- در ياهو مسنجر خود به منو بالا ميزويد و گزينه login  را انتخاب کرده و در منو ای که باز ميشود گزينه my profiles  را انتخاب ميکنيد  .

۲- پنجره ای کوچک برای شما باز ميشود که در پايين آن دکمه ای بزرگ ميبينيد که روی آن نوشته شده است Create/edit my profiles  آن را کليک ميکنيد  .

3- حالا مرور گر شما شروع به کار ميکند و صفحه ای را برای شما باز ميکند . در صفحه باز شده شناسه و رمز عبور آي دي اصلي خود را وارد كنيد  .

۴- در بالای اين صفحه دکمه ای ميبينيد که روی آن نوشته شده است Create New Public profile  و شما روی آن کليک ميکنيد  .

۵- بعد از کمی صبر صفحه ای برای شما باز ميشود که دقيقا مانند صفحه ايست که شما با آن يک ايميل در ياهو ميسازيد . گزينه های آن را پر کنيد و نام آی دی جديدتان را که ميخواهيد درست کنيد را در محل مشخص شده بنويسيد  .

6- بعد از پر کردن فرم دکمه پايين را به نام create profile  را بزنيد  .

7- حالا به همان قسمت پروفايل خود که در ابتدا رفتيد برويد آی دی جديد شما در آنجا ميبينيد و بايد کنار آن يک تيک باشد  .

8- حالا به قسمت نوشتن پيغام برويد و روی آی دی خود کليک کنيد ميبينيد که آی دی جديد هم آنجاست حالا با هر کدام از آی دی ها که بخواهيد ميتوانيد پيغام بدهيد و حتی ميتوانيد از هر دو آی دی به طور هم زمان استفاده کنيد فقط توجه داشته باشيد که اين کار را تا  ۶  بار ميتوانيد انجام دهيد .

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:8  توسط الهام | 

 کهنه فروش داد ميزنه چراغ شکسته ميخريم .....کفشاي پاره ميخريم .... اسباب

کهنه ميخريم ..... بي اختيار دادميزنم : کهنه فروش قلب شکسته ميخري ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 16:8  توسط الهام | 

 سلام

  امروز هم مثل روزهاي ديگه زندگي ام غمگينم.

  يه كسي داره ما رو ترك ميكنه .  اون مي خواد تمام بچه هاي سوم كامپيوتر و تنها بزاره.

  مردي آسموني ، پاك ، مهربون .

  اگر بره ديگه كسي نيست بهمون بگه : خانم ؟ درستو بخون واجب تره .ديگه كسي نيست بگه چت برات آب و نون نميشه.

  ديگه كسي نيست بزاره از تو كارگاه مدرسه چت كنيم.

  ديگه كسي نيست ازش كتاب رياضي قرض كنيم. ديگه كسي نيست كه طي 9 ماه تدريس فقط 1 بار عصباني بشه و سر بچه ها داد بزنه .

  اما به قول خودش هجرت براي انسان لازمه .

  خب اگر واقعا 1 سال سفر لازمه ما هم شمارو به خداتون مي سپاريم . همون خدايي كه هيچوقت مثل شما نشناختيمش.

  به سلامت اما هميشه يه نگاهي يه گوشه اي منتظره . اون نگاه براي موفقيت به نصيحت هاتون نياز داره.

  براتون آرزوي موفقيت مي كنيم.   

حاشيه: بچه ها ، خوشحال مي شم نظراتون و بدونم و اينكه به نظر شما بهترين معلم دنيا چه خصوصياتي داره؟ !!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 14:37  توسط الهام | 

 

زمين هيچ جاذبه ای نداره...سيب به خاطره تو می افته چون تو تنها جاذبه ی زمينی...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 14:32  توسط الهام | 

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

_____________________________________________________

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

­­­­___________________________________

اجازه ندهيد تا وقتي شيرين هستيد همه شما را بخورند .

_____________________

آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک درد  .

___________________

ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری ؟ چون خودت رو توش ميبينی  !!!

__________

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 14:0  توسط الهام | 

 

روزي فکر کردم فقيرترين فرد روي زمينم ؛

 

اون روز روزي بود که تو را از دست دادم.......

 

 خواستم برايت اشک بريزم ، ولي افسوس !!!!

 

که تمام اشکهايم را براي به دست آوردنت ريخته بودم....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:56  توسط الهام | 

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

_____________________________________________________

هنگامي كه دري از خوشبختي به روي ما بسته ميشود ، دري ديگر باز مي شود ولي ما اغلب چنان به دربسته چشم مي دوزيم كه درهاي باز را نمي بينيم

­­­­___________________________________

اجازه ندهيد تا وقتي شيرين هستيد همه شما را بخورند .

_____________________

آن کس که ميگريد يک درد دارد و آن کس که مي خندد هزار و يک درد  .

___________________

ميدونی چرا وقتی تو چشم‌هاي کسی نگاه ميکنی بيشتر دوستش داری ؟ چون خودت رو توش ميبينی  !!!

__________

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:52  توسط الهام | 

به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 13:52  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و
ديوونه .
توي اين دنيا آدمها
مثل سنگ مي مونن.
فقط شكستن و ياد گرفتن.
منم يكي از اونهايي هستم
كه قلبش توسط همون آدمها
شكسته.
عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره.
تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو.
با تشكر الهام.


نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
عاشقتم تا آخرش
کافی نت اکتیو
IT اینترنت و رایانه
گل ستاره
حسام
ناصر آبي
همه چيز از مرام و ...
lovelytimes
عشقهاي آبي دنيا
شايد فردايي نباشد...
عشق و جدایی
برای تو
شعروعكس
همه جوره
!!! کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کیانوش
ملینا
اشعه آبی
304 (بچه هاي مدرسمون)
مجله کامپیوتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM