![]() |
![]() |
|
| ورود عاشقان مجاز می باشد |
|
تو را شمع و مرا پروانه کردند به جرم عاشقی دیوانه کردند شب بود ،شمع بود ومن بودم وغم شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم وغم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:10 توسط الهام |
|
|
خوب هستيد؟ از الان ولخرجي تعطيل. پولهاتون رو جمع كنيد. قلك هاتونو بشكنيد. وقتي هيچ كشوري به فكر نيست ما كه ايراني هستيم، ما كه غيور مرديم بايد به پا خيزيم. ما كه اين همه دم از دموكراسي ميزنيم ما كه اين همه به مردممون اهميت ميديم. ما كه براي هموطنانمون ايثار داريم. بچه ها حالا وقتشه يه خودي نشون بدين!! اونهايي كه دم از برادري و برابري و انسان دوستي ميزنيد گيتار حسن شماعي زاده رو ازش گرفتن . ما هم بايد پولهامون رو روي هم بزاريم براش گيتار بخريم حاشيه : كمكهاتون حتما نقدي باشه . از پذيرفتن چك معذوريم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:10 توسط الهام |
|
|
در عشق تو پرواي بد انديشم نيست سرمستم و انديشه و تشويشم نيست تا چند ز ياران خبر از من پرسي اي بي خبر از من خبر از خويشم نيست |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:7 توسط الهام |
|
|
مي خوام از يه روز خوب براتون تعريف كنم يه روزي كه هنوز هم نفهميدم خواب بود يا واقعيت..!! من بابام رفته بوديم بيرون كمي بگرديم ماماني هم خونه بود. يه دفعه موبايل بابا زنگ خورد آره مثل اينكه واقعا صبح شده بود . به ساعت نگاه كردم عقربه ها 8 رو نشون مي داد . چند ساعت خوابيده بودم؟ ساعت 12 شده بودوهمه ي ما نگران. حدود 12 دفعه اي بود كه رفتم دم در سرك كشيدم اما خبري ازشون نبود. شايد گم شدن ...؟ ! ! نمي دونم اين صحنه رو چه جوري واستون تجسم كنم . خاله نسرين يا شايد هم مامان نسرين آينده اول از همه اومد تووووووو. با يه جعبه شيريني . دايي منصور هم با يه كادو زيبا كه فكر ميكنم گلدون باشه اومد تو. هر چي دنبال گل گشتم نبود رفتيم تو خونه و پذيرايي رو شروع كرديم . دلش درد مي كرد نتونست هيچي بخوره . ناهار هم نخورد . راستش من هم نفهميدم چي خوردم ! ديگه ساعت داشت آخرين ضربات لحظات با هم بودن و مي نواخت . دستانم براي خداحافظي ناخداگاه بالا آمد اشكهايم بدرقه راهشان باد................. حاشيه : از مامان و بابات تشكر كن
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:6 توسط الهام |
|
|
مي گويند سه چيز زاده عشق نيست جدايي سفر فراموشي ولي آن زمان كه تومرا تنها گذاشتي رفتي و فراموشم كردي من لحظه لحظه عاشقت شدم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:54 توسط الهام |
|
|
بچه ها كتاب جالبي به دستم رسيد كه تمام سوتي هاي شخصيت هاي مهم دنيا رو جمع آوري كرده بودن من هم زيباترينها رو براتون انتخاب كردم. بر اساس حروف الفبا ، به ترتيب قد صف بكشيد. ( كيسي استنگل؛ از بزرگان بيس بال) قلب من هم به سياهي قلب شماست (ماريو پرو كاچينو ؛ كانديداي حزب دموكرات براي سمت شهردار نيويورك) ما به موفقيت هايي هم رسيده ايم مثلا توانسته ايم همه را به طور يكسان در فقر شريك كنيم(نويين كوتاچ؛ وزير امور خارجه ويتنام) رقص مدرن كاملا از مد افتاده(ساموئل گلديون ؛ سينماگر معروف ) چهارنفر كشته شدند ، بيش از هشت نفر كمي زخمي شدند و يك نفر هم به شدت كشته شد( به نقل از مجله تايمز ژاپن) با كمال تاسف بايد اعلام كنيم كه آقاي البرت برون به دليل مرگي كه اخيرا برايشان اتفاق افتاده بيمار شده اند و براي بهبودي مدتي در مرخصي خواهند بود(خبري در مجله پريش ؛ امريكا) آقايون لطفا خيلي آهسته به من گوش بدهيد (ساموئل گلديون ؛ سينماگر معروف ) در بهشت بيس بال هم آموزش داده مي شود ( پدر روحاني جان هاوارد ديكاسن ) قبل بستن پنجره مطمئن شويد دستانتان وديگر اجزاي بدنتان داخل هستند( از دفترچه راهنماي اتومبيل نيسان) فرانك اوكارنر مانند سرطان در دل شما مي نشيند و رشد مي كند ( فرانك اوكارنر؛ به هنگام سخراني براي طرفدارانش) شما بوديد يا برادرتان كه در جنگ كشته شد؟ (ويليام اسپونر ، استاد دانشگاه اكسفورد ، خطاب به يك دانشجو بعد از جنگ جهاني اول) انگشت پا با كره و مربا ( از صورت غذا هاي يك رستوران بالينيايي) لطفا فقط براي ورود داخل شويد( تابلويي در لندن) اگر قرار باشه دفعه ديگه بازم يه آدم احمق رو بفرستم ، ترجيح مي دم خودم برم (مايكل كرتيز ، كارگردان) |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:53 توسط الهام |
|
اين روزا عادت همه رفتن ودل شكستنه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 10:52 توسط الهام |
|
|
سلام عزيزم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:50 توسط الهام |
|
|
به خدا قصدم توهين به هموطنانم نيست. مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبيل: آن مرد بار بُرد، قزوين: آن مرد با يک بچه آمد،
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:47 توسط الهام |
|
|
اهداي كامنت اهداي زندگيست .
سبزتان هستيم(انجمن بيماراني كه كامنت ندارند) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:40 توسط الهام |
|
|
به نظر شما با وجود وضعیت بحرانی دنیا و مشکلات فراوان و تصمیم
جدید شورای نگهبان هنوز هم خوشگلا باید برقصن؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:39 توسط الهام |
|
|
خسته و درمونده بودم از همه جا رونده بودم به هر خونه ميرسيدم مهمون ناخونده بودم هيچكي حسابم نميكرد هيچكي جوابم نميداد از تشنگي ميمردم و هيچكسي آبم نميداد يه مدت مديدي بود تو غصه اي شديد بودم اما غروب جمعه اي كه خيلي نا اميد بودم فرشته ي مهربوني من و دوباره زنده كرد اون كه با دست كوچيكش بزرگارو شرمنده كرد بانوي كوچيك من راست راستي خيلي خانمه چشماي من تا زنده ام فقط به دست بانومه بانوي من دختريه كه خيلي سختي كشيده ميگن توي سه سالگي مزه ي مرگ و چشيده ساكن بيرونه بوده با غصه همخونه بوده باهاش نا مهربون بودن با اينكه دردونه بوده كاشكه ميشد تو اون روزا ماها بوديم تو شهر شام دست به سينه واميستاديم صف به صف و با احترام تا هر چي كه دلت مي خواست برات فراهم بكنيم شايد بتونيم يه كمي غصه هات و كم بكنيم يه روسري ميخريديم كه آبيش آسموني بود يه پيرهني كه تازگيش مناسب مهموني بود اما شما شاهزاده ايد گداي قصه تون منم پيش شما كم ميارم حرفهاي كوچيك ميزنم من ميدونم فرشته ها پر ميزنن دورو برت فرشته ي آسموني منو بگير زير پرت حاشيه : تقديم بهترين معلم دنيا (خودش ميدونه) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:35 توسط الهام |
|
|
چشمانت غروب كرد ! مي دانم اما از تاريكي نمي ترسم ........ چون مي دانم در چشمانت سرزمين ديگر با بهانه قشنگ تري طلوع خواهى كرد ........... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:29 توسط الهام |
|
|
به خدا نگوييد من يک مشکل بزرگ دارم . به آن مشکل بگوييد من خدايی بزرگ
دارم ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ هرگز اميد را از کسي سلب نکن، شايد اين تنها چيزی باشد که دارد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 16:21 توسط الهام |
|
|
امروز دلم بد جوری گرفته تمام نوشته هامو تقديم مي كنم به اون كسي كه باعث شد دلم بگيره: تا شقايق هست زندگي بايد كرد. خيالت راحت شد آنقدر گفتي كه ديگر شقايقها هم رفته اند. شقايقها پژمردند از تنهايي از بي كسي در كنج اين قفس مردند رفتند وهرگز نمي آيند شقايقها رفتند اما زندگي هنوز اسير است پشت اين قفس زندگي تنهاست بي كس درمانده اما هنوز هست زندگي زنده است اما....... اسير.... دربند.... غمگين....... پر از آه پر ازدرد شقايقها رفتند آزاد اما هنوز زندگي زندانيست. بچه ها تو رو خدا از شعرهام كپي نگيريد. البته از اونايي كه خودم ميگم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:41 توسط الهام |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 15:41 توسط الهام |
|
|
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 20:32 توسط الهام |
|
|
برای آرزوهایم که میمیرند سکوتی می کنم سنگین تر از فریاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:57 توسط الهام |
|
|
لبخند آخرینم دروغ معصومانه بود..... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:51 توسط الهام |
|
|
1. جوجه تيغي ها : اين گروه هر جا كه ميروند انتظار دارند كه هر كسي كه از راه مي رسد بتوانند به او توهين كنند وهميشه سعي ميكنند از هر چيزي ايرادي پيدا كنند. 2. پا در هواها : اين افراد دائما در حال گفتن اين حرفها هستند ؛ تقصير من بود ، من كارهارو خراب كردم ، هر جور مي خواي منو مجازات كن. ( اكثر اين افراد دوست دارند جزء كتكخورها باشند) 3. متظاهر ها : اين گروه دوست دارند هميشه ازشون تعريف بشه ساده لوحي را يك نمونه از فضيلت مي دانند. 4. مبالغه گرها : كساني هستند كه كوچترين اتفاق هاي زندگي در نظرشان قول است و ماجراهاي بي ارزش را با آب و تاب تعريف مي كنند . 5. پادشاهان : اينها هم همان دسته از افرادي هستند كه دوست دارند عالم و آدم جلوي پاهاشون به سجده در بيان . 6. آدم خورها : اينها از ديگران براي رسيدن به هدف خود استفاده مي كنند 7. قرباني ها : مسبب و مسئول هيچ كاري نيستند اما كازه كوزه ها بر سر آنها شكسته مي شود . 8. تحليل گرها : اين گروه براي همه چيز دليل و برهان دارند. 9. نقاب زن ها : اگر زن بود احتمالا يا جنوبيه يا اينكه مذهبيه اگر هم مرد بود از اون دسته از افرادي است كه همه چيز و ماست مالي مي كنند. 10. فاجعه بين ها : در نظر اين افراد دنيا به آخر رسيده در هر زمينه اي نگران و پريشان هستند . 11. اسكارلت اوهاراها : اين افراد از مشكلات دوري مي كنند و آن را به فردا واگذار مي كنند . 12. دو شخصيتي ها : اين افراد هرگز قابل پيشبيني نيستند. 13. كمال طلب ها : دوست دارند صد در صد بي عيب و نقص باشند . 14. شاكي ها : فقط بگم اين افراد از دست خودشون هم شاكي هستند( با خودشون درگيرند) شما از كدوم نوع هستيد ؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:47 توسط الهام |
|
|
تو رو خدا یه کم سراغ دینهای دیگه هم برید همینطوری نگید تو دین مسیح همه آزادند اونی که می خواست بفهمه خودش فهمید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:47 توسط الهام |
|
|
WE ALL HAVE ONE TRUE LOVE SOME WHERE IN THIS WORD I FOUND MYSELF WHEN I FOUND YOU I FOUND THE DEEPEST LOVE I KNEW |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:39 توسط الهام |
|
|
تو را به دادگاه خواهند کشيد.شايد به حبس ابد محکوم شوي جزييات جنايتت معلوم نيست اما اثر انگشتت را روي قلب شکسته ام يافته اند. ~~~~~~~~~~~~~~~~~~
از عشق ما به هر سوي در شهر گفتگويي است من عاشق تو هستم اين گفتگو نداره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:38 توسط الهام |
|
|
تا حالا به كسي نگفته بودم حق با توست اما اينبار به تو خواهم گفت تا حالا به كسي نگفتم كه چقدر خوشتيپي اما اينبار به تو خواهم گفت تا حالا به كسي اينهمه دروغ نگفتم حالا به تو خواهم گفت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:26 توسط الهام |
|
|
دختر و پسر جوانی باهم توی پارک راه می رفتند. پسر به دختر گفت عزیزم اگر این درخت کاج می توانست حرف بزند، درباره ما چه می گفت؟ - می گفت من کاج نیستم، بلوطم احمق جان ! جمیله با اديسون ازدواج می كنن بچشون رقص نور می شه. غضنفر پليس مخفي ميشه .3 ساله كه ازش خبري نيست . اگر شما ديدينش بهم خبر بديد . ترکه رفته بود زیارت امام رضا . بعد از زیارت دستش را برای احترام روی سینه اش گذاشت و عقب عقب آمد بیرون. یه دفعه دید که خورده به یه چیزی . نیگاه کرد ، دید که یه تابلو است و روش نوشته: تبریز 5 کیلومتر!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:23 توسط الهام |
|
|
_*##### _____*######## ____*##########* __*############## __################ ____________*##* _##################_________*#####* __##################_____*########## __##################___*############# ___#################*_############### ____################################# ______#### دوستت###################### _______########## دارم ############## ________=################ ........ __________######################## ___________*##################### ____________*################## _____________*############### _______________############# ________________########## ________________=#######* _________________###### __________________#### __________________### دوستتون دارم . نظر يادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 18:2 توسط الهام |
|
|
اگر مشكلي داريد . اگر با دوست دخترتون مشكل پيدا كرديد . اگر مشلات جامعه سد راه شماست. اگر در دانشگاه نمره كم آورديد و اگر خانواده هايتان با ازدواج شما مخالف هستند حتما يه تماسي با برنامه راه شب بگيريد.
امير علي پژمان هستم از راه شب
امیدورام ضمن قاپیدن لذت، نظرم بدی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 17:49 توسط الهام |
|
|
سخت است می نوش کسی دیگر بود شمع شب خاموش کسی دیگر بود با یاد کسی که دوستش می داری یک عمر در آغوش کسی دیگر بود.
اميدوارم به كسي كه از صميم قلب دوستش داريد برسيد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 17:43 توسط الهام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و ديوونه . توي اين دنيا آدمها مثل سنگ مي مونن. فقط شكستن و ياد گرفتن. منم يكي از اونهايي هستم كه قلبش توسط همون آدمها شكسته. عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره. تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو. با تشكر الهام. |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 |
|
RSS
|