تبليغاتX
در امتداد عشق...
ورود عاشقان مجاز می باشد
یاد آن روز که با هم روزگاری داشتیم ( تو خط مقدم . حاج محمود . حاجی نخود بریز)

                            یاد یاران سفر کرده بخیر ........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 17:13  توسط الهام | 
در کنارم ننشستی بر مزارم بنشین ..........
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 17:9  توسط الهام | 
        گفته ام برو تا بخیر گفته ای نمی روم بدون تو

گفته ام مرا نبر به راه دل گفته ای که دل نمی شود بدون تو

        گفته ام که عقل و شرع و دین و حکم گفته ای که شرع نداند از هوای دل

گفته ام که عشق و عادت و هوس

              گفته ای که به باورم نمی رسد عذاب دل 

گفته ام منم مسافر خیال شهر تو

                                تو گفته ای .............................

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 17:7  توسط الهام | 
نام تو را آورده ام دارم عبادت میکنم

گرد نگاهت گشته ام دارم زیارت می کنم

تو التماس می کنی جوری فراموشت کنم

با التماس اما تو را به خانه دعوت می کنم

گفتی محبت کن بروباشد خداحافظ ولی

رفتم که تو باور کنی دارم محبت میکنم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم فروردین 1385ساعت 12:25  توسط الهام | 

هميشه سعي كن با كسي دوست شوي كه قلب بزرگي داشته باشد

تا تو براي اينكه خودت را در قلب او جاي دهي ناچار نباشي خودت را كوچك كنی

نکته: در بعضی شرایط کوچک شدن در برابر عشق واقعی ایرادی نداره 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1385ساعت 12:21  توسط الهام | 
سلام

ممنون از اینکه به من افتخار میدهید و به وبلاگ ناچیز من سر میزنید

فقط نظر یادتون نره ~~~

دوستون دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم فروردین 1385ساعت 13:12  توسط الهام | 
می روی بی تفاوت بی آنكه به چشمان باران خورده ام بنگری
دستانم برای خداحافظی بالا می آیند
تو لبخندی می زنی و آرام آرام ار من فاصله می گیری
تو رفتی از این شهر از این دیار
رفتی جای دیگر با یار دیگر من اما...
ماندم چشم براه
می دانی چشم براه كی ؟
چشم براه تو
تو كه نه چشم براه اون كسی كه روز اول
روز اول چه؟
بگویم روز اول دستانم را در دست گرفتی در چشمانم نگریستی و
گفتی دوستت دارم؟
پس چرا رفتی ؟
حرفت دروغ بود. تو ، تو اصلا دوستم نداشتی
اگر روز اول نبود اگر اصلا شروعی نبود
آن روز با هم پیمانی بستیم یادت هست كه تا آخر بمانیم
تا آخر خط زندگی
من هنوز به پای پیمانی كه با تو بستم
ماندم چشم براه تو
و تو ....
از من دوری و می خواهی با دختر كبریت فروش ........
دستانش را در دست داری
خیلی ساده به او هم می گویی دوستش داری .
الهام
نكته : برو به درك عزيزم . بري برنگردي (متال جون تو اگر خواستي بياي قدمت رو چشم )
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 15:23  توسط الهام | 

* به يه گوسفنده ميگن آرزوت چيه ميگه جلوي وانت بشينم

**تركه ميره حمام آب جوش بود با نلعبكي دوش ميگيره

***از ترکه میپرسن: مساحت ایران چقدره؟ میگه: 1648192 متر مکعب! میگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مکعب؟! ترکه میگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع یک متر ریده شده توش!

****ترکی میگن میدونی فرق بین دانیاسور وترک عاقل چیه؟ می گه خب نسل دو تا شون از بین رفته
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 15:21  توسط الهام | 
چرا گاهي وقتها گفتن دوستت دارم را از هم دريغ مي كنيم....

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 16:18  توسط الهام | 

**هميشه قوانين رو خانم ها وضع می کنند

** اين قوانين ممکنه بدون اطلاع قبلی تغيير کنند

**امکان نداره مردی وجود داشته باشه که تمام قوانين رو بدونه

خانم ها هرگز اشتباه نميکنند

**اگه دوست دخترتون بگه شما اشتباه کرديد،خب حتما اشتباه کردين ديگه

**خانم ها هر وقت که دلشون خواست می تونن تصميمشون رو عوض کنند

**مرد هيچ وقت نميتونه بدونه رضايت صريح زن تصميمش رو عوض کنه

**زن می تونه در هر زمانی عصبانی و مشوش باشه

**مرد بايد هميشه آروم باشه مگر اينکه دوست دخترش بخواد عصبانی باشه

**مرد بايد بتونه در تمامی اوقات ذهن دوست دخترش رو بخونه

**هميشه مهم اينه که منظور زن چی بوده نه اينکه چی گفته

**کلا شستن ظرف ها،بچه داری،تميز کردن منزل و ... از وظايف مرد

محسوب ميشه و زن هيچگونه مسئوليتی در اين رابطه نداره

**مرد وظيفه داره هر وقت از سر کار مياد خوشرو و مهربون باشه

**زن هيچ گونه مسئوليتی در قبال ريختن چايی و گفتن خسته نباشيد

و از اين جور چيزا نداره

**زن هر وقت دوست داشت می تونه از منزل خارج بشه صبح،ظهر،شب،نصفه شب

**مرد هيچ گونه اجازه ای نداره که از خانومش بپرسه کجا ميره

**اگه زن ميگه کاری بايد انجام بشه حتما خير و صلاحی در کاره

**اگه مرد ميگه کاری بايد انجام بشه حتما قصد و غرض شخصی داره

**صحبت کردن با تلفن جز وظايف خانم ها محسوب ميشه

**مرد حق نداره بيشتر از دو دقيقه تلفن رو اشغال کنه چون ممکنه کسی کاره

مهمی داشته باشه و پشت خط بمونه

**کلا مرد ها حق هيچ گونه اظهار نظر رو ندارن چون هميشه اشتباه فکر ميکنن

**خانم ها در هر موردی می تونن نظر بدن چون مسلما درست فکر ميکنن

**خانم ها حافظه خوبی دارن بنابرين هر چی در مورد گذشته ميگن درسته

**تمامی مرد ها فراموش کارن در نتيجه زياد نميشه به حرفاشون اعتماد کرد

***خانم هايي كه با نوشته هاي بالا موافقند نظر بدن (خواهشا آبروداري كنيد) ***

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 12:25  توسط الهام | 

عصر هجر:داماد به خانواده عروس،من دوتا دايناسور دارم سه تا کينک کونگيک ماموت و دوتا غار که برای زندگی خودمون و بچه هامون لازم داريم و برای تابستون هم دارم روی يه درخت نزديک دريا خونه می سازم اگه قبول نکنی همتونو می کُشم.(بابا اين چه خشن بيد،امّا کُلی مايه داره)

آغاز تمدن : داماد به خانواده عروس،من از دختر شما خوشم ميادو اونو از شما می خرم.حاضرم دوتا ارابه چوبی سه تا درخت نارگيل و صد تا بُز بدم قبوله؟(عروس رفته بالاي درخت نارگيل بکنه بياره ).

معاصر:خانواده عروس به داماد(تا الان داماد حرف ميزد خانواده عروس جرأت نداشت حرف بزنه تو اين عصر خانواده عروس حرف ميزنه دامات جرأت نداره حرف بزنه)،اگه دختر مارو می خواهی بايد از خودت خونه،ماشين،مغازه ودرآمد عالی داشته باشی البته هيكلتم بايد مثل هيكل آرنولد باشه . ( عروس رفته باشگاه پرورش اندام )
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 11:27  توسط الهام | 
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T .. V W X Y Z!! age gofty jaye U kojast??? inja too ghalbe man! for always
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:49  توسط الهام | 
پرستوی من ، پروازت را چگونه باور کنم وقتی

پيمان من و تو با هم پر کشيدن بود ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 20:13  توسط الهام | 
سلام
اول از معرفی خودم شروع می كنم .
من الهام هستم . دختری از جنس باران.
خوش اخلاقم و یه كمی هم حساس.
با اینكه یه دونه بچه هستم اما اصلا لوس بار نیومدم . تنها مشكلم هم تنهاییه .
بابایی به من میگه دلقك آخه جك زیاد می گم.
با اینكه 5/15 سالمه اما مامانی از دستم دیوونه شده آخه اگه بخوام يه تخم مرغ سرخ كنم (ساده ترین كار) هم تخم مرغم بی نمك می شه هم روغن می ریزه روی دست و پام و حتما بعد از یه تخم مرغ سرخ كردن باید یه سری برم بیمارستان .
اگر فكر می كنید دست وپا چلفتی هستم درست فكر می كنید مامانی می گه بدبخت اون كسی كه می خواد با تو ازدواج كنه . البته هنوز كسی پیدا نشده كه بخواد با همچین دختری ازدواج كنه( ازپسرانی كه می توانند كهنه بچه بشورند ، ظرف بشورند ، غذا درست كنند خواهشمندم هر چه زود تر خودشونو معرفی كنند .. . روابط عمومی زذ ...)
این بود معرفی من .............
نكته: من عاشق تمام عاشقای دنیام . ( عاشق تمام متال باز ها هم هستم تمام كه نه يكی از اونها )
در ضمن بر پدر و مادر كسی كه در این محل آشغال بریزد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 13:15  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و
ديوونه .
توي اين دنيا آدمها
مثل سنگ مي مونن.
فقط شكستن و ياد گرفتن.
منم يكي از اونهايي هستم
كه قلبش توسط همون آدمها
شكسته.
عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره.
تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو.
با تشكر الهام.


نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
عاشقتم تا آخرش
کافی نت اکتیو
IT اینترنت و رایانه
گل ستاره
حسام
ناصر آبي
همه چيز از مرام و ...
lovelytimes
عشقهاي آبي دنيا
شايد فردايي نباشد...
عشق و جدایی
برای تو
شعروعكس
همه جوره
!!! کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کیانوش
ملینا
اشعه آبی
304 (بچه هاي مدرسمون)
مجله کامپیوتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM