تبليغاتX
در امتداد عشق...
ورود عاشقان مجاز می باشد
سلام به همه

 

خونم و عوض کردم.

 

رفتم یه جای کوچیکتر و غمگین تر.

 

مثل دلم....

www.lovegirl2.blogfa.com

 

بياين اونجا همديگه رو مي بينيم.

باي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 18:52  توسط الهام | 

 

گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام

 

 انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

هميشه همينطوری هستی هميشه...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 17:53  توسط الهام | 

خودكشی بهشت است 

 

وقتی كه زندگی برايت بدون عشقت جهنم می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 17:52  توسط الهام | 

سلام بچه ها

ممنونم تابه امروز تنهام نزاشتيد و هميشه همراهيم كرديد.

از امروز تا 26 خرداد امتحاناتم شروع ميشه.

برام دعا كنيد امتحانات و خوب بدم تا اينكه بتونم براي دانشگاه...

 راستي بچه ها

ما همكلاسي ها كه سال آخرمونه

براي اينكه هميشه به ياد هم باشيم و از هم خبر داشته باشيم

يه وبلاگ راه انداختيم.

ميريم و از خاطراتمون مي نويسيم كه به نوع خودش جالبه.

اميدوارم بهمون سر بزنيد.

اينم آدرسش

http://www.bia2304room.blogfa.com/

 

راستي آقا حسام شما هميشه مارو شرمنده مي كنيد.

اميدوارم در درستون هم موفق باشيد.

از همه شما ممنونم كه تنهام نمي زاريد.

در پناه خالق زيبايي ها مهربان و شكيبا باشيد.

دوستتون دارم يه دنيا.

الهام

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 16:26  توسط الهام | 

آدمک آخر دنياست بخند

 آدمک مرگ همين جاست بخند

 

 آن خدايي که بزرگش خواندي

 

 به خدا مثل تو تنهاست بخند

 

 دستخطي که تو را عاشق کرد

 

 شوخي کاغذي ماست بخند

 

 فکر کن درد تو ارزشمند است

 

فکربکن گريه چه زيباست بخند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:46  توسط الهام | 

بچه ها فيلم اخراجيهارو ديدين؟

 

(اي ول اي ول آق مجيد و اي ول)

 

اينم بيوگرافي فيلم :

 

فیلم اخراجیها با بازی اکبر عبدی ،امین حیائی ،محمدرضا شریفی نیا ،کامبیز دیرباز و به کارگردانی مسعود ده نمکی.
خلاصه داستان: مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام میرزا می‌شود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او می‌داند. مجید تصمیم می‌گیرد برای اثبات سر به راه شدن خود به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او می‌شوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفت‌هایی وجود دارد اما باضمانت میرزا و یکی دیگر رزمنده‌ها آنها به پادگان آموزشی می‌رسن
سال ساخت: 1385
سال اکران: 1386 - (16 اسفند)
فروش: 850 ميليون تومان
فیلمنامه: مسعود ده نمکی
تهیه کننده: حبیب الله کاسه ساز
مدیر فیلمبرداری: حسن پویا
مدیر هنری: مجید میرفخرایی
مدیر تولید: محمود محمد طائمه
طراح صحنه و لباس: محمدرضا شجاعی
طراح چهره پردازی: امیر اسکندری
صدابردار: مهران ملکوتی
جلوه های ویژه: جواد شریفی راد
عکس: بابک برزویه
انتخاب بازیگر: محمدرضا شریفی نیا
مدیر برنامه ریزی: محسن اورنگ
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45  توسط الهام | 

 تو نمي دوني من چي كشيدم   

 

       وقتي  كه گفتي تو رو نمي خوام

 

باور ندارم     كه ديگه نيستي     

 

   حالا تو رفتي من اينجا تنهام

 

يه شوخي بود  و     يه قصه ي تلخ 

 

        وقتي كه گفتي تو رو نمي خوام

 

خيال مي كردم     مي خواي بترسم  

 

      شايد هنوزم باور نكردم

 

چشاي گريون  دستاي خسته 

 

دوريه چشمات من و شكسته

 

رنگ اون چشات     چشاي سيات     

 

   زنجير دلت دستامو بسته

 

شايد يه حسودچشممون زده     

 

          بگو كي مارو تنهايي ديده

 

ولي مي دونم       تو آسمونا 

 

       قصه ي مارو يكي شنيده

 

تو باور نكن    هركي بهت گفت  

 

    پيشت مي مونم پيشت ميمونم

 

باور ندارم    كه ديگه نيستي  

 

      تا ته دنيا از تو مي خونم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45  توسط الهام | 

 

من از ساعت متنفرم از اين اختراع عجيــب بشر که جاي خالـــــــــي

 

 

حضور تو را به رخ دلتنگــــــــي هاي من مي کشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45  توسط الهام | 

مطمئن باش و برو

 

 ضربه ات کاری بود

 

 دل من سخت شکست

 

 و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی

 

به من و عشقی پاک

 

 که پر از یاد تو بود

 

 و خیالم می گفت

 

تا ابد مال تو بود

 

 تو برو. برو تا راحت تر

 

تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:45  توسط الهام | 

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو

 

محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و

 

دردناکه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 17:41  توسط الهام | 

 

من در این دهکده عشق تو را می خوانم*


*وز پس آیینه ها نام تو را می بینم*


*در دلم عشق تو را می کارم*


*در سرم بوی تو را می فهمم*


*در نگاهم خم ابروی تو را می نگرم*


*در گلویم بغض تو را می شکنم*


*من در این دهکده عشق تو را می خوانم ...*

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 17:40  توسط الهام | 

سلام بچه ها

 

از شرمندگي نمي تونم آپ كنم.

 

مي دونم دير شده قبول دارم. خدا من و بكشه (خدا نكنه...)

 

به دليل های مختلف از جمله شكستگي دست نتونستم آپ كنم.

 

از اينها كه بگذريم قول ميدم كولاك كنم.

 

راستي تولد وبلاگم هم مبارك .دير گفتم اما مبارك.

 

هيچكس تولدت مبارك براش نخوند.بيچاره تو غربت واسه خودش تولدم مبارك خوند

 

دوستتون دارم بچه ها. به قول جيگرم Ti amo

 

راستي اگر نظر نذاشتي ان شاءالله dc بشي......

 

باي

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 18:4  توسط الهام | 

 

دل كه به جاده می سپرد كسی اونو صدا نكرد

نگاه عاشقونه ای برای اون دعا نكرد (.....)

حالا ديگه تو غربتش ستاره سر نمی زنه

تو لحظه های بی كسيش پرنده پر نمی زنه

با كوله بار خستگی تو جاده های خاطره

بچه ها تو جاده ی چالوس به شهسوار ثانيه ها از جاشون تكون نمی خورن.

 شايد هم بابا آهسته رانندگي میكنه اما... جاده ی شهسوار به چالوس...

(ثانيه ها چقدر نامردند)

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 18:3  توسط الهام | 

 

The world is the better

wen you are near

It's miserable  when you are far

Come bach / oh / with out you

.The jour ney is dreary

Come back befor

.....I loose my way

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 18:0  توسط الهام | 

 

کاش دست کم تو می فهميدی

""همين""

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:59  توسط الهام | 

 

بهار هم بي مقدمه رسيد

                                               مثل تو كه بي مقدمه رفتی
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:57  توسط الهام | 

شب است و ماه ميتابد
ستاره نقره مي باشد

و گنجشك بر لبان هوس انگيز زنبق مي زند بوسه

من اما سرد و خاموشم

خداوندا
...
تو در قرآن جاويدت هزاران وعده ها دادي

تو مي گفتي كه نامردان بهشت را نمي بينند

ولي من ديده ام

كه نامردان به از مردان

 
از خون جوانها،كاخها ساختند

تو ميگفتي اگر اهريمن شهوت

بر انسان حكم فرمايد

من او را مغلوب و با صليب خويش مصلوب خواهم كرد
!
ولي من ديده ام

چشمان شهوت ران فرزندي

كه بر اندام لخت مادرش دزدانه مي لغزيد
!
پس...قولت
!
اگر مردانگي اين است

به نامردي نامردان قسم

نامرد نامردم اگر دستي به قرآنت بيالايم
!
خداوندا
...
اگر روزي ز عرش خود به زير آيي

لباس فقر پوشي

"
غرورت را
"
به زير پاي به هم ريزي

و

شب آهسته و خسته

تهي دست و زبان بسته

به سوي خانه باز آيي

زمين و آسمان را كفر ميگويي

نمي گويي
!
خداوندا
...
اگر در روز گرما خيز تابستان تنت را بر سايه ي ديوار بگشايي

لبت را بر كاسه ي مسي قير اندود بگذاري

زمين و آسمان را كفر مي گويي

نمي گويي
!
خداوندا
...
اگر با مردم آميزي

پس روزي ز پيشاني عرق ريزي

زمين وآسمان را كفر مي گويي

نمي گويي؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:56  توسط الهام | 

بچه که بودم فقط بلد بودم تا ۱۰ بشمارم.
نهايت هر چيزي همين ۱۰تا بود.
از بابا بستني که مي خواستم ۱۰ تا مي خواستم.
مامانمو ۱۰ تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين ۱۰
تا بود و اين ۱۰ تا خيلي قشنگ بود.
ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟
نهايت دوست داشتن چندتاست؟
انگار خيلي هم حريصتر شدم
۱۰
تا بستني هم کفافمو نمي ده !!!
اما مي خوام بگم دوست دارم ....
مي دوني چقدر؟
به اندازه ي همون ۱۰ تاي بچگي

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:54  توسط الهام | 

می خوام بهتون برنامه ای معرفی کنم و طریقهء استفاده از اون را براتون بنویسم که

 همه ی کاربران ویندوز ایکس پی اون برنامه را می شناسند و یا تو کامپیوتر خود

دارند ولی ازش استفاده نمی کنند.

این برنامه ی جالب هایپرترمینال HyperTerminal هستش.بله عزیزان این

برنامه در ویندوز ایکس پی در منوی استارت قرار داره و برنامه ای بسیار جالب و

ساده برای هک هستش.

Start Menu\All Programs\Accessories\Communications\HyperTerminal

در کل کار این برنامه فرستادن و گرفتن فایل و چت و ارتباط بین دو کامپیوتر بدون

استفاده از کارت اینترنت هست. یعنی دو تا کامپیوتر می تونن توسط اون با همدیگر

ارتباط برقرار کنن و فایلهایی را برای هم بفرستن.

حالا بریم سر اصل مطلب: ابتدا برنامه را اجرا کنید. در این قسمت یک اسمی

برای ارتباط خودتون وارد کنید.

 فرقی نمی کنه چه باشه. در قسمت دوم شماره تلفن ISP تون رو بنویسید که

می خواهید هکش کنید.

حالا با زدن دکمه ی Conect شما به آی اس پی تون وصل میشید . حالا با زدن کلید

 اینتر یه چیزهایی تو صفحه ی سفید برنامه نوشته می شوند که اگر نامفهوم بود یک

 آی اس پی دیگه را امتحان کنید و اگر قابل فهم بود چیزهایی مثل این را مشاهده

کردید که همگی بستگی به اون شرکت داره اما زیاد تفاوتی نمی کنن.

Welcome To ROUTER

Username :

PassWord :

شما حتما باید یک کارت اینترنت داشته باشید از اون شرکت تا بتونید وارد

 سیستمش بشید . که تو اینجا با وارد کردن اسم رمز و پسورد (پسورد وقتی

 می خواهید بنویسید دیده نمیشه چیزهایی مثل اعلان داس را میبینید:

Router :>_

حال شما به مرحلهء حساسی وارد شدید که خیلی مهمه. بله اینجا قلب

سیستم هستش یعنی شما با نوشتن چیزهایی که میگم می تونید اطلاعات مهم

 و حیاطی از اون شرکت را بدست بیارید از جمله شماره ی کارت اینترنت کسایی

که روی خط هستن  در اینجا چند تا از فرمانهای حساس اون رو براتون توضیح

می دم :

Systat    با نوشتن این فرمان اطلاعاتی از کلیهء اسم رمزهای کسایی که روی خط

 هستن را براتون نمایش می ده.

Login      با صادر کردن این فرمان می تونید به آی پی های دیگران وصل شوید.

Help        نمایش کلیهء فرمانهای مجاز.

نکته ی مهم که باید بگم اینه که در این نوع ارتباط فرمانهایی وجود دارن مثل ایجاد

حساب و یا حذف حساب که شما نمی تونید این کارها رو انجام بدید. برای این کار

باید اسم رمز خاصی را در اول برنامه بنویسید که اون هم در اختیار صاحب آی اس

 پی هست.

حالا با این روش شما میتونید اینترنت مجانی استفاده کنید 

هر بلایی هم که بخاطر این کار سرتون بیاد به من ربطی نداره هااااااااااااااا . بعد نگید

 نگفتی

(در ضمن من تحقیق کردم شاید شمارتون توی اونISP لو بره پس در صورت امكان از خارج از شهر 

آها آها)

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:43  توسط الهام | 

 

 

 

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:43  توسط الهام | 

نامت چه بود ؟

- آدم

فرزند ؟

- من را نه مادري نه پدر ، بنويس اول يتيم عالم خلقت

محل تولد ؟

- بهشت پاك

اينك محل سكونت ؟

- زمين خاك

آن چيست بر گرده نهادي ؟

- امانت است

قدت ؟

- روزي چنان بلند كه همسايه خدا ، اينك به قدر سايه بختم به روي خاك

اعضاي خانواده ؟

- حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك

روز تولد ؟

- روز جمعه ، به گمانم كه روز عشق

رنگت ؟

- اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟

- رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟

- نه آن چنان سبك كه پرم در هواي دوست ، نه آن چنان وزين كه نشينم بر اين زمين

جنست ؟

- نيمي مرا ز خاك ، نيم دگر خدا

شغلت ؟

- در كار كشت اميدم ، به روي خاك

شاكي تو ؟

- خدا

نام وكيل ؟

- آن هم فقط خدا

جرمت ؟

- يك سيب از درخت وسوسه

تنها همين ؟

- همين !!!

حكمت ؟

- تبعيد در زمين

همدست در گناه ؟

- حواي آشنا

ترسيده اي ؟

- كمي

ز چه ؟

- كه شوم من اسير خاك

آيا كسي به ملاقاتت آمده است ؟

- بلي

كه ؟

- گاهي فقط خدا

داري گلايه اي ؟

- ديگر گلايه نه ، ولي . . .

ولي كه چه ؟

- حكمي چنين ، آن هم به يك گناه !!!

دلتنگ گشته اي ؟

- زياد

براي كه ؟

- تنها فقط خدا

آورده اي سند ؟

- بلي

چه؟

- دو قطره اشك

داري تو ضامني ؟

- بلي

چه كس ؟

- تنها كسم خدا

در آخرين دفاع ؟

- مي خوانمش ، چنان كه اجابت كند دعا .

(بچه ها داشتم مي گشتم تو وبلاگها متن بالا رو از يك وبلاگ گرفتم...

 اما آدرسش و راستش يادم نيست . فقط نوشته رو كپي كردم اما يادمه اسمش فاطيما بود)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:43  توسط الهام | 

 

 

هر وقت بعد 120 سال رفتي اون دنيا وقتي خواستي از پل صراط رد شي و بهت گفتن يکي حلالت نکرده اون

                                          منم که به اين بهونه يه بار ديگه ميخوام ببينمت

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:31  توسط الهام | 

 

Windows + F= باز کردن صفحه جستجو

Ctrl + Windows + F=
باز کردن صفحه جستجو برای یافتن رایانه در شبکه

Windows + E=
باز کردن برنامه Explorer

Windows + U=
باز کردن پنجره Utility Manager

Windows + R=
باز کردن پنجره Run

Windows=
باز شدن منوی Start

Application=
مانند کلیک راست روی آیتم انتخاب شده است

Windows + D=
پنجره Minimize, Restore

Windows + L =
کار Switch کردن بین User ها در ویندوز

Windows + U + U=
خاموش کردن رایانه

Windows + U +R=
راه اندازی مجدد رایانه

Windows + U + S=
بردن رایانه در حالت Stand By

Windows + F1=
راهنما یا Help

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:30  توسط الهام | 

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

 براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

 براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذارپروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .

 براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .

 براي عشق زندگي كن............ ولي عاشقونه...

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:29  توسط الهام | 

 

 ولینتاین مبارک

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 10:57  توسط الهام | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من الهام هستم .
يه دختر تنها ، عاشق و
ديوونه .
توي اين دنيا آدمها
مثل سنگ مي مونن.
فقط شكستن و ياد گرفتن.
منم يكي از اونهايي هستم
كه قلبش توسط همون آدمها
شكسته.
عاشق آدمي هستم كه قلبش ترك داره.
تو هم حالا كه اومدي نظر بده بعد برو.
با تشكر الهام.


نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
پیوندها
عاشقتم تا آخرش
کافی نت اکتیو
IT اینترنت و رایانه
گل ستاره
حسام
ناصر آبي
همه چيز از مرام و ...
lovelytimes
عشقهاي آبي دنيا
شايد فردايي نباشد...
عشق و جدایی
برای تو
شعروعكس
همه جوره
!!! کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کیانوش
ملینا
اشعه آبی
304 (بچه هاي مدرسمون)
مجله کامپیوتر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM